السيد الخميني (مترجم: اسلامى)
39
تحرير الوسيلة (فارسى)
باقى مانده مسح كند و با آب جديد جايز نيست . ( 1 ) مسألهء 15 - بايد موضعى كه مسح مىشود خشك باشد بطورى كه اجزاء آب از آن به دست ( مثلا ) منتقل نشود و امّا مسح پاها ، بنابر اقوا از نظر درازا مسح از سر انگشتان تا برآمدگى روى پا كفايت مىكند اگر چه مسح تا مفصل احتياط مستحب است و اما از نظر پهنا اندازه معينى ندارد بنابراين به هر اندازهاى كه مسح به آن گفته شود كافى است و افضل بلكه احتياط مستحب اين است كه مسح پا با تمام كف دست باشد ، و آنچه در مسح سرگذشت كه بايد خشك بوده و مسح با باقيمانده آب وضو باشد در مسح پاها نيز جارى است . ( 2 ) مسألهء 16 - احتياط ( مستحب ) آن است كه مسح با كف دست باشد و اگر نتوانست ، آنگاه با پشت دست مسح نمايد و اگر اينهم ممكن نباشد با ذراع مسح كند ، اگر چه اقوا اين است كه اختيارا ( و بدون عذر ) نيز ، مىتواند با پشت دست بلكه با ذراع مسح كند . ( 3 ) مسألهء 17 - اگر رطوبت كف دست خشك شود بايد از ساير مواضع وضو مانند ابرو ، محاسن و غيره رطوبت بگيرد و با آن مسح كند [ 16 ] و اگر گرفتن رطوبت از آن مواضع ممكن نباشد بايد وضو را اعاده كند و اگر به خاطر گرماى هوا و يا حرارت بدن اعادهء وضو مفيد نباشد . بطورى كه هر بار وضو بگيرد ، آب وضو خشك مىشود بايد با آب جديد ( آب غير وضو ) مسح كند . و احتياط مستحب آن است كه اول با همان دست خشك و سپس با آب جديد مسح كند و بعد هم تيمم نمايد . ( 4 ) مسألهء 18 - در مسح بايد ماسح ( مثلا دست ) بر روى ممسوح ( سر ، پاها ) كشيده شود ، پس اگر بر عكس كند كافى نيست ولى حركت مختصر ممسوح ( سر ، پا ) ضرر نمىرساند . ( 5 ) مسألهء 19 - در مسح پاها واجب نيست انگشتان كف دست را روى انگشتان پا بگذارد و تا حد معين ( برآمدگى روى پا يا مفصل ) بكشد بلكه اگر تمام كف دست را بر تمام روى پا بگذارد سپس كمى - به مقدارى كه مسح صدق كند - بكشد ، كفايت مىكند . ( 6 ) مسألهء 20 - در وقت ضرورت - مانند تقيه ، سرما ، درنده ، دشمن ، و آنچه كه به سبب آن از برداشتن مانع ( كه روى سر و پاها را گرفته است ) مىترسد - مسح بر مقنعه ، كفش ، جوراب و مانند آنها جايز است ، البته آنچه كه در مسح بشره معتبر بوده مانند آنكه مسح با كف دست و با رطوبت وضو و غير اينها باشد ، در مسح بر روى مانع هم معتبر است .